باید شیعه می شدم -- روشنایی میلاد نور و میعاد نور

باید شیعه می شدم -- روشنایی میلاد نور و میعاد نور

باید شیعه می شدم -- روشنایی میلاد نور و میعاد نور


روشنایی:باید شیعه می شدم   صنایع  روشنایی  میلادنور و  صنایع روشنایی  میعادنور

روشنایی:باید شیعه می شدم صنایع روشنایی میلادنور و صنایع روشنایی میعادنور

تاريخ انتشار : 1392/02/08
منبع : صنایع روشنایی میلادنور
کتاب باید شیعه می شدم
کتاب « باید شیعه می شدم » زندگی نامه ی ملا محمد شریف زاهدی و دلائلی که باعث شد ایشان به مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بپیوندد ، چاپ شد .



این اثر زیبا و خواندنی به همت مجمع جهانی شیعه شناسی قم در تعداد 5 هزار جلد به قیمت 2 هزار تومان چاپ رسیده است .

به عموم برادران شیعه و سنی توصیه می شود حتما این کتاب زیبا و خواندنی را تهیه و مطالعه کنند.


برای آگاهی بیشتر درباره این کتاب و تهیه ی آن می توانید به شماره ی 5364-172-0919 فقط پیام بدهید.


خلاصه ای از زندگینامه و چگونگی هدایت ملا محمد شریف زاهدی :

مرادبخش زاهدی معروف به محمد شریف زاهدی فرزند شهداد در سال1357 هجری‌ شمسی در روستای کوچینگ شهرستان نیکشهر و در خانواده‌ای مذهبی پیرو مذهب ابوحنیفه متولد شد .


او جرقه ی هدایتش را اینگونه بیان می کند :

شب عاشورای سال 1375 بود و من به جای استادم به مسجد رفتم و نماز عشا را خواندم . همه ی مردم از مسجد بیرون رفتند . من آخرین نفری بودم که از مسجد بیرون آمدم و درب مسجد را قفل کردم .


می خواستم به مدرسه برگردم که صدای سخنرانی از حسینیه ی شیعیان مهاجر چابهار که در فاصله ی 50 متری مسجد بود ، توجهم را جلب کرد .

کنجکاو شدم تا بدانم سخنران چه می گوید ، زیرا به ما گفته بودند که هر چه روحانیون شیعه می گویند ، دروغ است . به این نیت رفتم که ببینم چه دروغ هایی می گوید . نزدیک حسینیه شدم ، می خواستم وارد حسینیه شوم ولی خجالت می کشیدم ، چون لباس های مولوی ها بر تن من بود .

آهسته کنار پنجره نشستم و به صحبت های روحانی شیعه ، ‌گوش دادم . سخنرانی او درباره شخصیت امام حسین (علیه السلام) بود . می گفت : در کتاب مسند احمد حنبل و سنن ترمذی و چند کتاب دیگر ، این روایت آمده است که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرموده اند : « ان الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه » امام حسن و امام حسین سرور جوانان بهشت هستند.

و می گفت : در کتاب حیات الصحابه آمده است : وقتی امام حسین (علیه السلام) شهید شدند ، هر سنگ ریزه ای را بر می داشتند از زیر آن ، خون لخته شده بیرون می آمد ، ‌زمین خون گریه می کرد و خورشید تاریک شده و چندین روز آسمان مثل خون قرمز شد.

و همین طور از کتاب های اهل سنت مطالبی بیان می کرد و آدرس آنها را نیز ذکر می کرد .

من تعجب کردم که کتاب حیات الصحابه ، از ما اهل سنت است ولی من تا به حال ، این کتاب را مطالعه نکرده ام و فقط اسمش را شنیده ام . این سوال به ذهنم آمد که این روحانی شیعه ، چگونه کتاب های اهل سنت را مطالعه کرده است زیرا مولوی های ما گفته بودند : کتاب های شیعه را نخوانید ، گمراه کننده است . چرا آنها نمی گویند کتاب های اهل سنت را نخوانید که گمراه می شوید ،‌ فقط علمای ما چنین می گویند ؟

سخنرانی اش تمام شد و روضه خواندن را شروع کرد . روضه ی قتلگاه امام حسین (علیه السلام) را خواند . روضه ی جانسوزی بود که اشک های من ملای سنی که تا آن لحظه ، حتی یک قطره اشک هم برای مظلومیت امام حسین (علیه السلام) نریخته بودم ، سرازیر شد و بسیار گریه کردم.....

....
دوستانم خوابیده بودند .خواستم بخوابم ولی سخنان روحانی شیعه ، فکرم را به خود مشغول کرده بود ، طاقت نیاوردم ، به کتابخانه ی حوزه رفتم تا آن روایت را پیدا کنم . البته قبلا روایت سیدا شباب را در کتاب مسند احمد ، دیده بودم ولی برای آن که دلم آرام شود ، به سراغ روایت و سند آن رفتم . آن را پیدا کردم . پس از آن ، کتاب حیات الصحابه ، را برداشتم و با کمال تعجب دیدم که آنچه روحانی شیعه نقل کرده ، صحیح است .

به خودم گفتم : این ها ، مطالبی است که از کتاب های ما نقل می کنند ، پس معلوم است که خیلی از کتاب های ما را مطالعه کرده اند مطالب زیادی از ما می دانند .

آن شب ، شب عجیبی بود . دو سؤال ، وجود مرا فرا گرفته بود و هر چه فکر می کردم ، نمی توانستم خودم را قانع کنم !....

علاقه مندان به دانستن زندگینامه جالب و خواندنی و چگونگی هدایت و راه یابی ملا محمد شریف زاده زاهدی می توانند کتاب « باید شیعه می شدم » را تهیه و مطالعه فرمایند.